كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

53

ده سفرنامه ( فارسى )

احترام را در حق او به جاى مىآورد و به وى محبت فراوان مىكرد . امروز نادر شاه فرمانى صادر كرد كه سپاهيانش را از تجاوز و بى - احترامى نسبت به سكنه شهر منع مىكرد و به « نسق‌چىباشى » دستور داد كه هركس از اين فرمان سرپيچى كند و به يك فرد هندى آزار برساند تنها گوش يا دماغ او قطع نخواهد شد بلكه تا حد مرگ او را چوب خواهند زد و اين دستور درباره تمام سپاهيان قزلباش در هر مقام و منصبى كه باشند به مرحله اجرا درخواهد آمد ولى مردم به قدرى از هيئت خشن و قيافه زمخت « 8 » ايرانيان در هراس بودند كه حتى از معامله و گفتگو با آنها خوددارى مىكردند . نهم ذيحجه نهم مارس نادر شاه در شب نهم ذيحجه سعادت خان را احضار نمود و در باره جمع‌آورى و پرداخت « پيشكش » با وى به تندى گفتگو نمود و مقارن ساعت چهار صبح همان شب سعادت خان در يك حالت اغماء و بيهوشى بدرود حيات گفت . بعضىها تصور مىكنند كه او در يك حالت عصبى درگذشت و يا احتمالا از فرط خشم و غضب و با استفاده از زهر دست به خودكشى زده است .

--> ( 8 ) - هرچند ايرانيها از لحاظ ادب و تجمل‌پرستى از ديگر مردم خاورزمين مزيت‌هائى دارند ولى در عين‌حال خيلى جسور و گستاخ و در پوشيدن لباس و رسيدگى به وضع ظاهرى خود لاقيد مىباشند و از اين لحاظ با مردم حساس و نازك‌بين هندوستان قابل مقايسه نيستند . « نويسنده » .